تبلیغات
تغذیه از نظر قرآن - نقش غذا در سلامتی انسان از دیدگاه اسلام (قسمت اول)
کلوا من الطیبات ما رزقناکم

نقش غذا در سلامتی انسان از دیدگاه اسلام (قسمت اول)

چهارشنبه 8 دی 1389 10:20

نویسنده : عسل

سلامتی در اسلام مفهوم وسیع و فراگیری دارد و فقط به سلامتی جسم محدود نمی گردد . بلکه سلامتی در دنیا و آخرت مورد توجه می باشد . مسلمان باید در به دست آوردن هر دو سلامت کوشا باشد. در سلامتی دنیا باید در پی به دست آوردن آسایش و آرامش و سلامتی جسم و روح باشد و در سلامتی آخرت در پی رحمت و بخشش الهی بوده و به دنبال به دست آوردن پاداش مناسب باشد.

به بیان دیگر با وجود سلامتی دنیوی که زکات آن تلاش در راه اطاعت خداوند است ، سلامت اخروی نیز تأمین می گردد . پس می توان گفت در دین اسلام سلامتی انسان از اهمیت والایی برخوردار است .و تمامی دستورات دین نیز برای حفظ سلامتی می باشد.(1)

سلامتی بدن شرط اول سعادت و خوشبختی انسان است . انسان در این جهان فقط با وجود سلامتی می تواند لذت زیستن را درک کند به تعبیر قرآن بشر با تندرستی می تواند از سهم دنیوی خود بهره مند گردد . اما در روایات از سلامتی به عنوان نعمتی مخفی یاد شده که انسان تا زمان برخورداری از این نعمت ، ارزش آن را نمی داند و تنها زمانی به ارزش آن پی می برد که سلامتی خود را از دست بدهد . پس باید قدر این نعمت را بدانیم و در حفظ و شکرگزاری این نعمت بکوشیم گرچه سلامتی نعمتی است که انسان از شکرگزاری آن عاجز است . حیات انسان و رفاه او در دین اسلامی محدود به حیات دنیوی نمی باشد ، بلکه بر اساس باورهای اسلامی جهان دیگر نیز برای انسان و جود دارد ، از این رو انسان باید سلامت را برای هدفی والاتر از آسایش جسم بجوید.(2)

پس ناچار و ناگزیریم که گوهر سلامتی و عافیت را جسماً و روحاًَ پاس بداریم و از آن حفاظت و نگهبانی کنیم ، عوامل و اسباب متعددی گوهر سلامتی و عافیت را حفظ و نگهبانی می کند . به عبارت دیگر لباس عافیت و سلامتی و حفظ تار و پود آن هنگامی به اندام جسم و روح پوشانده می شود که مسلمان و مؤمن از عوامل و اسباب آن آگاهی داشته باشد . مهمترین عامل و سبب حفظ و نگهبانی و اساسی ترین علت تداوم عافیت و سلامتی جسم و روح فراگیری آموزه های پزشکی و اخلاقی و بکار گیری آنها است . از این رو است که اهمیت دانش پزشکی و اخلاقی بیش از پیش بر همگان روشن می شود . مخصوصاً بر دانشگاهیان و حوزویان فراگیری آموزه های پزشکی و اخلاقی ضروری تر می نماید .

دانشمندان اسلامی از قدیم الایام در رشته های پزشکی مانند سایر رشته های علمی ، کتابهای وزین و سنگین از خود به یادگار گذاشته اند . ولی بعد از رنسانس و تحول و انقلاب صنعتی مغرب زمین چراغ طب اسلامی و علوم پزشکی رفته رفته به خاموشی گرایید .

هم اکنون(در دوران معاصر) علوم پزشکی و طب اسلامی و سنتی از جایگاه چندان مناسبی برخوردار نیست و در حوزه های علمیه که مراکز تعلیم و تربیت علوم پزشکی سنتی بود به کلی علوم پزشکی به بوته ی فراموشی سپرده شده است و طب جدید و شیمی درمانی تقریبا سراسر گیتی را فراگرفته است ، در حالی که عوارض و ضرر های طب جدید و شیمی درمانی رفته رفته بر همگان آشکار شده و می شود و جوامع بشری آرام آرام به سوی طب سنتی ( غذا درمانی و گیاه درمانی و میوه درمانی ) گرایش پیدا کرده و می کنند . چرا که طب سنتی و آموزه های پزشکی اسلامی و دینی هم که هزینه بر است و هم عوارض جانبی آن به مراتب از طب جدید و شیمی درمانی کمتر می باشد ، پس بر دانشمندان لازم است که بار دیگر طب اسلامی و دینی و دانش پزشکی صحیح و درست را احیا و با فراگیری آموزه های پزشکی و به کار گیری آن سلامتی و بهداشت فرد و جامعه را تضمین نمایند .

پزشکی دانشش تن را پناه است / و دین دانستنش جان را پناه است

تنی باید درست و راست کردار / نه با ریش و نه با درد و نه بیمار

که دین ایزدی بتواند آموخت / بدانش جان خود بتواند افروخت

سوم دانش پزشکی دانش تن / که تن را داشتن بهتر ز جوشن

چهارم ، دانش دین خدایی / کزو باید تن از دوزخ رهایی

پزشکی را و دین را گر ندانی / زیانت این جهانی و آن جهانی

یکی تن را ز بیماری بسوزد / دگر جان را به دانش برفروزد


« حکیم میسری »

نظم ار چه به مرتبت بلند است / آن علم طلب که سودمند است

پیغمبر گفت: علم علمان / علم الادیان و علم الابدان

در ناف دو علم بوی طیب است / و آن هر دو فقیه یا طبیب است

می باش طبیب عیسو هش / اما نه طبیب آدمی کش

می باش فقیه حکمت اندوز / اما نه فقیه حیلت آموز

گر هر دو شوی بلند گردی / پیش همه ارجمند گردی

« نظامی »

مولای متقیان علی علیه السلام در نهج البلاغه خطبه 108، پیامبر اکرم - محمد مصطفی صل الله علیه و آله و سلم - را اینگونه وصف فرموده :

« طبیبُ دوّارُ بِطبّه قَد أحکَمَ مَراهِمَه و اَحمی مواسِمَه ، یَضَعُ ذلِکَ حیثُ الحاجه من قلوب ٍعُمی ٍ و آذان صُم ٍ و السنه ٍ بُکم ِ مُتتّبع ٌ بدوائه مواضِعَ الغِفله و مواطنَ الحیره »

« پیامبر طبیبی بود که بر سر بالین بیماران حاضر می شد ، و مرهم بر جای خود می نهاد ، و آنگونه که بایسته بود داغ می نشاند و آنچه را نیاز بود علمی می ساخت ( دلهای کور و گوشهای کر و زبانهای لال را معالجه می نمود ) با درمان خویش جایگاه های غفلت و سرگردانی را جستجو می کرد . »

بر این اساس حضرت ابراهیم (علیه السلام ) می فرماید :

« و اذا مرضت و هو یشفین »(3)

پس طبیب اصلی و شافی واقعی خداوند متعال است و انبیاء و اولیاء هم به اذن خداوند اطبای ابدان و نفوس انسانها هستند چون خداوند اول طبیب است ، به اول انسان ( حضرت آدم علیه السلام ) نیز طب را آموخت «ان الله تبارک و تعالی اَهبَطَ ادم من الجنّه و عرّفه علمُ کلِّ شیءٍ فکانَ ممّا عرّفَه النجوم والطب»(4)

خداوند متعال حضرت آدم را از بهشت فرو فرستاد و او را از دانش همه چیز آگاه ساخت ، از جمله چیزهایی که خداوند وی را از آنها آگاه ساخت نجوم و طب بود . پس علم طب سرچشمه وحیانی دارد و در اسلام از جایگاه ویژه ای برخوردار است . بنا بر این می توان گفت که سر آغاز علم طب آموزه های وحی بوده ؛ اما تجربه ی دانشمندان نیز بدان افزوده شده و تدریجا این دانش گسترده تر شده و می شود . لیکن این ادعا که وحی تنها راه رسیدن به این دانش است علاوه بر اینکه متکی بر برهان عقلی و یا شرعی نیست بطلان آن به وسیله ی تجربه ثابت شده است .






دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: سه شنبه 10 اسفند 1389 13:32